تبليغاتX
انجمن کتابداری دانشگاه آزاد قم
کتابداری و اطلاع رسانی
فساد درکتابخانه های قم و ریاست غیر متخصص  تا  ۱۵روز دیگر در همین وبلاگ منتشر می شود منتظر باشید
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 10:4  توسط دانشجویان کتابداری  | 

کتابداران جوان منتظر جنجالی ترین خبرهای کتابداری که توسط مسولین غیر متخصص کتابداری در استان اتفاق افتاده است باشید فقط 10 روز دیگر تا آشکار شدن خیانت های مسولین کتابداری استان قم به البته به علت بی اعتنایی ما کتابداران در انتخاب مسولین این رشته؟؟؟؟؟به همین سادگی!!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:48  توسط دانشجویان کتابداری  | 

يک خانواده آمريکايی با سه نسل کتابدار

Laura Carruba ، 24 ساله، فارغ التحصيل كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني و شاغل در كتابخانه عمومي Roanoke County مي باشد.

 مادرش Janet Carruba ، 51 ساله ، كتابدار كتابخانه منطقه اي Rappahannock  در ويرجينيا.

و مادر بزرگ او Lois Zobel ، به مدت 30 سال است كه در كتابخانه عمومي Oak Ridge در ايالت Tennessee كار مي كند. 

آیا  مورد مشابهی در ایران سراغ دارید؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 22:17  توسط دانشجویان کتابداری  | 

فرخنده میلاد با سعادت اما م هشتم حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) را تبریک عرض مینماییم

فشرده اى از زندگانى امام رضا عليه السلام

زادگاه
هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلى (1)

لقبها
رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير(2).

مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»(3)

مادر امام
در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا(4)، را براى مادر آن حضرت آورده اند.

زادروز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاى (148، 151 و 153 ق)
و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب(5) و يازدهم ذى القعده(6)

روز شهادت
وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند.(7)
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.(8)
درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (203 ق)(9) است.
بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال(10) مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است.(11)
اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.(12)

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.»(13)
به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند (14) و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 15:46  توسط دانشجویان کتابداری  | 

فرخنده میلاد با سعادت اما م هشتم حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) را تبریک عرض مینماییم

فشرده اى از زندگانى امام رضا عليه السلام

زادگاه
هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلى (1)

لقبها
رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير(2).

مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»(3)

مادر امام
در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا(4)، را براى مادر آن حضرت آورده اند.

زادروز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاى (148، 151 و 153 ق)
و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب(5) و يازدهم ذى القعده(6)

روز شهادت
وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند.(7)
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.(8)
درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (203 ق)(9) است.
بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال(10) مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است.(11)
اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.(12)

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.»(13)
به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند (14) و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 15:44  توسط دانشجویان کتابداری  | 

استاد علی اکبر دهخدا از خبره ترین وفعال ترین استادان ادبیات فارسی در روزگار معاصر است که بزرگترین خدمت به زبان فارسی در این دوران را انجام داده. لغت نامه بزرگ دهخدا که در بیش از پنجاه جلد به چاپ رسیده است و شامل همه لغات زبان فارسی با معنای دقیق و اشعار و اطلاعاتی درباره آنهاست و کتاب امثال و حکم که شامل همه ضرب المثل ها و احادیث و حکمت ها در زبان فارسی است خود به تنهایی نشان دهنده دانش و شخصیت علمی استاد دهخدا هستند. دهخدا به غیر از زبان فارسی به زبانهای عربی و فرانسوی هم تسلط داشته و فرهنگ فرانسوی به فارسی او نیز هم اکنون در دست چاپ می باشد. دهخدا علاوه بر این که دانشمند و محقق بزرگی بود مبارز جدی و کوشایی نیز در انقلاب مشروطه محسوب می شد. او مبارزه را نیز از راه نوشتن ادامه می داد و مطالب خود علیه رژیم مستبد قاجار را در روزنامه صور اسرافیل که از روزنامه های پرفروش و مطرح آن زمان بود چاپ می کرد.لغت نامه که بزرگترین و مهمترین اثر دهخدا محسوب می شود 45 تا 50 سال از وقت دهخدا را گرفت. یعنی سالها بیش از آنچه که حکیم ابوالقاسم فردوسی صرف شاهنامه خود کرد. لغت نامه نه تنها گنجینه ای گرانبها برای زبان فارسی است، بلکه معانی و تفسیرات و شروح تاریخی بسیاری از کلمات عربی را نیز داراست. علی اكبر دهخدا در حدود سال 1297 هـ. ق (1257 خورشیدی) در تهران متولد شد. اگرچه اصلیت او قزوینی بود ولی پدرش خانباباخان كه از ملاكان متوسط قزوين بود، پيش از ولادت وی از قزوين به تهران آمد و در اين شهر اقامت گزيد. هنگامي كه او ده ساله بود. پدرش فوت كرد، و فردی به نام میرزا یوسف خان قیم او شد. دو سال بعد میرزا یوسف خان نیز درگذشت و اموال پدر دهخدا هم به فرزندان میرزا یوسف خان رسید.

در آن زمان يكي از فضلای عصر بنام شيخ غلامحسين بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود کار تدریس دهخدا را به عهده گرفت و دهخدا تحصیلات قدیمی را در کنار او آموخت. وی حجره ای درمدرسه حاج شيخ هادی (در خيابان حاج شيخ هادی) داشت، وی مردی مجرد بود و بتدريس زبان عربي و علوم دينی مشغول بود. استاد دهخدا غالباً اظهار مي كردند كه هر چه دارند، بر اثر تعليم آن بزرگ مرد بوده است. بعدها كه مدرسه سياسی در تهران افتتاح شد، دهخدا در آن مدرسه مشغول تحصيل گرديد و با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد.
معلم ادبيات فارسی آن مدرسه محمد حسين فروغی مؤسس روزنامه تربيت و پدر ذكاءالملك فروغی بود، آن مرحوم گاه تدريس ادبيات كلاس را به عهده دهخدا مي گذاشت. چون منزل دهخدا در جوار منزل مرحوم آيه الله حاج شيخ هادی نجم آبادی بود، وي از اين حسن جوار استفاده كامل مي برد و با وجود صغر سن مانند اشخاص سالخورده از محضر آن بزرگوار بهره مند مي گشت. در همين ايام به تحصيل زبان فرانسه پرداخت و پس از درس خواندن در آن مدرسه به خدمت وزارت امور خارجه در آمد. بعداً در سال 1281 هنگامي كه 24 سال داشت معاون الدوله غفاری که به وزیر مختاری ايران در کشورهای بالكان منصوب شده بود، دهخدا را با خود به اروپا برد، و استاد حدود دو سال و نیم در اروپا و بيشتر در وين پايتخت اتريش اقامت داشت، و در آنجا زبان فرانسه و معلومات جديد را تكميل كرد. مراجعت دهخدا به ايران مقارن با آ
غاز مشروطيت بود. او در حدود سال 1325 هجری قمری (1285 هجری شمسی) با همكاري مرحوم جهانگيرخان و مرحوم قاسم خان روزنامه صور اسرافيل را منتشر كرد. این روزنامه از جرايد معروف و مهم صدر مشروطيت بود، جذابترين قسمت آن روزنامه ستون فكاهی بود كه بعنوان «چرند پرند» بقلم استاد و با امضاي «دخو» نوشته می شد، و سبك نگارش آن در ادبيات فارسی بی سابقه بود و مكتب جديدی را در عالم روزنامه نگاری ايران و نثر معاصر پديد آورد. وی مطالب انتقادی و سياسی را با روش فكاهی طی مقالات خود در آن زمان منتشر می کرد. پس از تعطيل مجلس شوراي ملی در دوره محمد علی شاه، آزادیخواهان ناچار از کشور خارج شدند. دهخدا نیز به استانبول و از آنجا نیز به اروپا رفت.
وي در پاريس با علامه محمد قزوينی معاشر بود، سپس به سويس رفت و در «ايوردن» سويس نيز سه شماره از «صوراسرافيل» را به کمک میرزا ابوالحسن خان پیر نیا (معاضد الدوله) منتشر كرد. آنگاه دوباره به استانبول رفته و در سال 1327 هجری قمری با مساعدت جمعی از ايرانيان تحت عنوان مکور كه در تركيه بودند روزنامه ای بنام «سروش» به زبان فارسي انتشار داد. پس از اينكه مجاهدين تهران را فتح كردند و محمد علي شاه خلع گرديد، دهخدا از تهران و كرمان به نمايندگي مجلس شوراي ملی انتخاب شد، و با استدعای احرار و سران مشروطيت از عثمانی به ايران بازآمده به مجلس شورای ملی رفت. در دوران جنگ بين المللی اول که از سال 1914 تا 1918 میلادی به طول انجامید دهخدا در يكي از قراي چهار محال بختياري منزوي بود و پس از جنگ به تهران بازگشته از كارهاي سياسي كناره گرفت، و به خدمات علمي و ادبي و فرهنگي مشغول شد، و مدتي رياست دفتر (كابينه) وزارت معارف، رياست تفتيش وزارت عدليه، رياست مدرسه علوم سياسي و سپس رياست مدرسة عالي حقوق و علوم سياسي تهران به او محول گرديد تا اینکه سه چها روز قبل از شهریور 1320 و خلع سلطنت رضا خان از ریاست آنجا معزول شد و از آن زمان تا پايان حيات بيشتر به مطالعه و تحقيق و تحرير مصنفات گرانبهاي خويش مشغول بود.

علامه دهخدا در ساعت شش وسه ربع بعد از ظهر روز دوشنبه هفتم اسفند ماه 1334 شمسي در سن 77 سالگی پس از عمری خدمت به سیاست و فرهنگ و علم و ادب ایران در خانة مسكوني خويش واقع در خيابان ايرانشهر (جلال بايار) تهران به رحمت ايزدی پيوست. جنازه آ ن مرحوم در بامداد روز چهارشنبه به شهر ری مشايعت و در ابن بابويه در مقبره خانوادگی مدفون گرديد

لغت نامه دهخدا

همان گونه که پیداست لغت نامه مهم ترین و اساسی ترین اثر دهخدا و حتی شاید همه نویسندگان معاصر است و بیشتر شهرت و احترامی که دهخدا داراست به خاطر لغتنامه اوست. بنا به باور بسیاری چنین کار بزرگ و چنین سرمایه گذاری عظیمی برای زبان فارسی را به غیر از دهخدا تنها فردوسی انجام داده بود. تالیف لغت نامه دهخدا تاثیر بزرگی در پایداری و جاودانگی زبان فارسی گذاشت. امروز در ایران به هر کتابخانه ای که برویم از میزان مراجعانی که در جستجوی معنای کلمه ای یا مطلبی علمی مجلدات لغت نامه دهخدا را ورق می زنند می توانیم به به راحتی ارزش و اهمیت این کتاب را درک کنیم. همه لغات فارسی و نام شهرها و روستاها و کلمات علمی و اشخاص بزرگ و حتی لغات عربی را می توان در لغت نامه دهخدا یافت. در جلوی هر کلمه ای، معنای لغوی کلمه، موارد استعمال آن، طرز تلفظ صحیح آن، اشعاری با آن و بسیاری اطلاعات دیگر درباره آن قرار دارد. لغت نامه دهخدا هم دایره المعارف است و هم کتاب مرجع علم های گوناگون و هم لغت نامه. وجود این کتاب در هر خانه یا کتابخانه یا جای دیگری نعمتی بزرگ محسوب می شود.
لغت نامه که دهخدا پنجاه سال یعنی بیشتر عمر خود را صرف آن کرد از پایه سه چهار میلیون فیشی تالیف شده است که دهخدا شب و روز به جمع آوری آنها مشغول بود. به گفته خود او و نزدیکانش او هیچ روزی از کار فیش برداری برای لغت نامه غافل نشد مگر دو روز به خاطر فوت مادرش و دو روز به خاطر بیماری سختی که داشت.فکر ایجاد لغت نامه ای جامع که هم معنای همه لغات فارسی را داشته باشد و هم اطلاعات لازم درباره همه چیز را به خواننده بدهد از همان زمانی که دهخدا در یکی از قرای بختیاری منزوی بود در ذهنش خطور کرده بود. آن طور که آگاهان نوشته اند وی چند میلیون فیش از روی متون معتبر استادان نظم و نثر فارسی و عربی، لغت نامه های چاپی و خطی، کتب تاریخ و جغرافیا، طب، ریاضی، هندسه، هیأت، حکمت، کلام، فقه و... فراهم آورده بود. البته نقل می کنند که او بیشتر یادداشت ها را از روی ذهن خود می نوشته است. خود وی در یکی از یادداشتهای پراکنده اش برای لغت نامه می نویسد: "همه لغات فارسی زبانان تا کنون احیا و در جایی جمع آوری نشده، مقداری از لغات مستعمل در لغت نامه ها در کتب خصوصا در شعر، گرد آمده است که ما آنها را در اینجا نقل کرده ایم. ولی از سوی دیگر هزاران لغت فارسی و غیر فارسی در تداول به کار می رود که تا کنون کسی آنها را گرد نیاورده و اگر گرد آورده به چاپ نرسانیده است. ما بسیاری از این لغات را به تدریج از حافظه نقل و سپس آنها را الفبایی کرده ایم. ولی باید دانست که برای به خاطر آوردن چند ده هزار کلمه و الفبایی کردن آن عمر هفت کرکس می باید... و این کار بی هیچ فصل و قطعی، بیرون از بیماری صعب چند روزه و دو روز رحلت مادرم رحمه ا... علیها که این شغل تعطیل شد و دقایقی چند که برای ضروریات حیات در روز، و می توانم گفت که بسیار شبها نیز، در خواب و در میان نوم و یقظه در این کار بودم. چه بارها که در شب از بستر بر می خاستم و پلیته می کردم و چیز می نوشتم."دهخدا در سال 1324 هجری شمسی ميليونها فيشی را كه در تهيه ي لغت نامه فراهم كرده بود توسط مجلس شوراي ملي به ملت ايران هديه كردومجلس نيز قانونی را تصويب كرد كه اين ميراث عظيم چاپ شود و موسسه ای نیز به نام لغت نامه دهخدا برای مدیریت کار چاپ لغت نامه و ادامه راه دهخدا تاسیس شود. مدتی بعد از تصویب طرح چاپ لغت نامه در مجلس شورای ملی دهخدا فوت کرد و از آن زمان به بعد کار هماهنگی و مدیریت لغت نامه به وصیت خود دهخدا به عهده دکتر محمد معین گذارده شد. او که خود فردی فرهیخته بود و در ادبیات فارسی تبحر فراوان داشت و کتاب فرهنگ فارسی شش جلدی معین از آثار گرانبهای اوست به خوبی از عهده ادامه این کار خطیر بر آمد. پس از فوت دکتر معین نیز این کار به وسیله دکتر سید جعفر شهیدی و ابوالحسن شعرائی و دکتر دبیر سیاقی و دیگران دنبال شد و به پایان رسید.تا زمانی که دهخدا زنده بود چهار هزار و دویست صفحه از لغت نامه تهیه شده بود در حالی که لغت نامه ای که امروز وجود دارد در پنجاه جلد و بیست و شش هزار صفحه به چاپ رسیده است. همچنین به تازگی سی دی لغت نامه دهخدا نیز توسط موسسه دهخدا که زیرمجموعه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران است تولید و عرضه شده است. به علت ارزش فرهنگی و علمی لغت نامه و نقش خطیر آن در زبان فارسی از تولید و عرضه سی دی یا کتاب لغت نامه دهخدا توسط شرکت ها و اداره های دیگر جلوگیری می شود. همچنین به تازگی مجلس در حال بررسی این طرح است که کتاب لغت نامه را از قانون حقوق مصنفان مجزا نگه دارد زیرا بر اساس این قانون هر کتابی پس از گذشتن سی سال از زمان چاپش قابل چاپ شدن توسط هر چاپخانه ای است. اما به خاطر وضعیت خاص لغت نامه دهخدا قرار است قانونی تصویب شود که بر اساس آن به جز موسسه دهخدا هیچ موسسه دیگری نتواند دست به تولید و توزیع کتاب یا سی دی لغت نامه دهخدا بزند.

 

 

 

امثال الحکم

طی قرون متمادی از ازل تاکنون از تاریخ خلق انسان و به ویژه از زمان استفاده از زبان به عنوان اولین وسیله ایجاد ارتباط بین انسان‌ها پیوسته لزوم ایجاد ارتباط مضاعف، علاوه بر زبان ساده و بی‌پیرایه و کنایه احساس شده است. اما آن‌چه مهم‌تر به نظر می‌رسد این است که این اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ها در بطن جامعه و درون قلوب و اذهان مردم آن جامعه‌ نقش می‌گیرد و چیزی جز چکیده فرهنگ آن سرزمین و فرهنگ منسجم و مدون مرز و بوم آن دیار نیست.
چرا که انسان‌ها زندگی‌ می‌کنند، گفت‌وگو می‌کنند و از بطن همین گفت‌وگوهای مکرر، ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات براساس وقایع روزمره، خلق و رواج می‌یابند و رفته رفته به صورت یک جمله هنجار و اثبات کننده و غیر قابل انکار در جامعه رخ می‌نمایند. ضرب‌المثل‌ها، عصاره‌ی دانش و تجربه گذشتگان است و از سخنان بزرگان ادب برگرفته شده و یا به مناسبت رویدادی آفریده شده است، گاه یک ضرب‌المثل کوتاه به اندازه یک کتاب، سرشار از حکمت و دانش و معنی می‌باشد.
ضرب‌المثل جزئی از فرهنگ و دانش و تمدن ملت‌هاست و منعکس‌ کننده‌ی آداب و رسوم و اعتقادات مردم است، به طوری که با شنیدن ضرب‌المثل کشوری، می‌توان علاوه بر خصوصیات اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به بسیاری از اموری که به صورت قاعده و قانون بر آن‌ها در آمده دریافت و همین آداب و رسوم می‌باشد که توانسته تا حدود زیادی در قوانین یک کشور تأثیر گذارد. "امثال‌الحکم" از اندام‌های اصلی و اساسی هر زبان است، مفصل‌ترین مفاهیم به صورت عصاره و جوهر در مختصرترین کلمات می‌گنجد و حاصل آزمون‌ها، ذوق‌ها و بینش در فشرده‌ترین حجم شکل می‌گیرد تا امثال‌الحکم،پندها، کلمات قصار و اصطلاحات به وجود آید.
امثال‌الحکم، در حقوق تا به حال مورد توجه چندانی نبوده و آشنایی من با این مقوله به تحقیقات دانشگاهی از طرف اساتید مربوط برمی‌گردد که به حق جناب آقای استاد مصطفی ماندگار برای جا افتادن این موضوع میان دانشجویان خود زحمات فراوانی کشیدند و با راهنمایی‌های ارزشمند خود باعث شدند که الان به عنوان یک موضوع قابل بحث و مطرح شدن، آن‌هم به صورت جدی بتوانیم آن را مطرح کنیم و بتواند دریچه‌ای نو برای اندیشه‌های تازه و مطرح شدن آن باشد.
نقش مثل‌ها و متل‌ها در حقوق کم نیست، چرا که "عرف" چیزی نیست جز همین امثال و یکی از منابع مهم حقوق عرف می‌باشد که امروزه به عنوان یکی از منابع اصلی حقوق جایگاه ویژه‌ای دارد و اهمیت آن به قدری است که در بسیاری موارد که نمی‌توان حکم مسئله‌ای را از قوانین موضوعی به روشنی یافت، عرف راهگشا بوده است. بنابراین عرف چیزی نیست جز همین گفتارها و رفتارهای هنجاری که به صورت یک قاعده ماندگار شده است و خلاف آن‌ها را هیچ‌کس نمی‌پسندد و اکثر آن‌ها برخلاف قوانینی که تابع اصل سرزمینی بودن هستند مورد توجه جهانیان می‌باشند زیرا اشاره به صفات ناب انسانی دارد. چنان‌چه عدالت، حق، انصاف، راستگویی و امانت‌داری را همگان می‌پسندند و خیانت، تزویر، غارت، غصب و زورگویی را رد می‌کنند و منفور انسان‌ها می‌باشد.
براساس همین طرز تفکرها و ایده‌ها بوده است که جملاتی به مرور زمان در بطن جامعه جا افتاده و نه تنها نمی‌توان گفت در حقوق امروزی تأثیر نداشته بلکه اثر مثبت آن را نمی‌توان انکار کرد.
امثال‌الحکم در حقوق نیز از این پس می‌خواهد با مطرح شدن در بردارنده‌ی آن ارتباط کامل میان ضرب‌المثل‌های رایج درجامعه و اصول حقوقی مندرج در قانون باشد.
بنابراین در هر هفته به بیان چند نمونه از آن خواهیم پرداخت. علاقه‌مندان می‌توانند نوشته‌ها و یا مطالب مربوط به این موضوع را با نام خود ارسال دارند تا به چاپ برسد.
اصل شخصی بودن مجازات‌ها:

هیچ‌کس را در قبر دیگری نمی‌گذارند.از معنا و مفهوم ضرب‌المثل این طور برمی‌آید که گفتار و کردار هرکسی به حساب خودش گذارشته می‌شود. مفهومی کاملاً جا افتاده در اذهان مردم که می‌تواند مصداقی روشن و واضح در عالم حقوق از اصل شخصی بودن مجازات‌ها باشد. این اصل هم همان‌گونه که از لفظ آن پیداست این مفهوم را به ذهن متبادر می‌سازد که مجازات‌ها صرفاً در مورد شخص انجام‌دهنده‌ی جرم اعمال می‌شود

 

فرهنگ عمید:

فرهنگ عمید واژه‌نامه‌ای دوجلدی است شامل واژه‌های فارسی ولغات عربی واروپایی به کار رفته در زبان فارسی واصطلاحات ادبی وعلمی که به دست حسن عمید نوشته شده‌است. این واژه نامه نخستین بار در سال 1342 هجری خورشیدی با سرمایهٔ کتابخانه ابن سینا چاپ شده‌است. (هرچند که آقای عمید سال 1333 واژه‌نامه‌ای را به نام فرهنگ نو به چاپ رسانده‌اند ولی کامل‌ترین فرهنگ ایشان که فرهنگ عمید نام دارد و سال 1342 به چاپ رسیده‌است.)

فرهنگ عمید چندین بار با شمارگان بالا به چاپ رسیده‌است و فرهنگی کمابیش کامل و محبوب است و بنا به نظر برخی کارشناسان ایراد گفتنی پیدا نمی‌شود.[نیاز به ذکر منبع]

از ویژگی‌های این واژه‌نامه می‌توان موردهای زیر را نام برد :

آمدن نشانه‌های آوایی واژگان (برای تلفظ درست واژگان) در میان کمانک برابر هر واژه؛

زبانی که واژگان از آن آمده‌است و واژهٔ اروپایی وارد شده به زبان نیزبه همان زبان آورده شده؛

گونهٔ واژگان براساس دستور زبان اول فرهنگ بیان شده است؛

آوا نگاری واژگان عربی بر اساس تلفظ اصلی واژه آورده شده و معنی واژگان به صورت روشن و به زبان ساده نگاشته شده؛

در این فرهنگ تصویرهایی برای برخی از واژگان گنجانده شده‌است؛

این فرهنگ تنها دربرگیرندهٔ شمار فراوانی از واژگانی است که در زبان فارسی به کار گرفته شده و نام مکان‌ها و شهرها و نویسندگان، و هنرمندان در آن نوشته نشده‌است. (به جز نمونه‌های بسیار مشهور که برای دریافت برخی نوشته‌ها نیاز است. مانند: بهلول یا سلیمان)


محمد ، اولین فرزند خانواده بود . او روز نهم اردیبهشت سال 1297 هجری در یکی از محلات اصلی رشت به دنیا آمد. پدر محمد، شیخ ابوالقاسم، طلبه علوم دینی بود و در خواندن درس و آموختن علوم دینی ، عشق و علاقه بسیار نشان می داد ، خصوصا اینکه درسهای زیادی را نزد پدرش " شیخ محمد تقی معین العلما " (جد پدری محمد) آموخته بود.

محمد کمتر پدر را می دید. شیخ ابوالقاسم دائم پای درس عالمان مشهور شهر بود. او می دانست که هم پدر و هم مادرش از بیماری سختی رنج می برند. این موضوع را هرگاه که سر شب به تماشای نماز خواندن پدر می نشست ، حس می کرد.

چشمان پدر گود افتاده بود و دائم از خداوند طلب شفا و آمرزش می کرد. محمد می شنید که پدر، برای شفای مادر هم دعا می کند . اهل خانه، بارها پدر و مادر محمد را نزد طبیب برده بودند ؛ اما داروها اثری نداشت. کار، به جایی رسید که تصمیم گرفتند برای مراقبت بیشتر از پدر محمد، او را به خانه یکی از اقوام ببرند. چند روزی آنجا ماند و به ظاهر، حالش کمی بهتر شد، اما محمد، خیلی دلتنگ پدرش بود.

یک شب ، با اصرار، از اطرافیان خواست او را نزد پدر ببرند تا او را ببیند. همین کار را کردند. آن شب ، تا صبح پیش پدرش ماند و از بهبود نسبی حال پدر، خوشحال شد؛ اما صبح همان روز بدترین خبر عمرش را شنید. مادر محمد غافلگیرانه فوت کرده بود. فقدان مادر همه وجودش را آزرد. او مونس تنهایی محمد بود، البته این، پایان کار نبود. خبر مرگ مادر، تاثیری عمیق بر روحیه پدر گذاشت. چند روز بعد، حال پدر بدتر شد. هنوز 5 روز از فراق مادر نگذشته بود که صدای شیون و زاری اطرافیان خبر شوم دیگری را برای او آورد. پدر هم از دنیا رفت. محمد وقتی در آغوش پدر بزرگش می گریست، انگار با گوش دل می شنید که اطرافیان با نگاه هایشان به او اشاره می کنند و می گویند : « طفلک چقدر زود پدر و مادرش را از دست داد...»
پدر بزرگ محمد، شیخ محمد تقی معین العلما از بزرگان رشت بود. او با مهربانی فراوان ، مراقبت و تربیت محمد و برادر کوچکترش علی را به عهده گرفت. محمد مثل پدر کنجکاو بود و اهل درس ، بحث و تلاش . او اولین درسهایش را از پدر بزرگش آموخت و سپس، محمد تقی معین العلما اورا به مکتب فرستاد.

در این هنگام، اوضاع شهر رشت ، چندان مساعد نبود. میرزا کوچک خان جنگلی ندای اعتراضش را نسبت به شرایط نابسامان ایران بلند کرده و مبارزات ضد حکومتی خودش را آغاز کرده بود. انگلیسی ها در اطراف رشت سنگربندی کرده بودند. در این شرایط، مکتب خانه ها هم به حالت نیمه تعطیل در آمده بود. در چنین اوضاعی بود که خانواده محمد برای مدتی مجبور به ترک شهر شدند و به یکی از روستاهای اطراف رفتند و وقتی اوضاع عادی شد به شهر رشت برگشتند.
محمد، دوباره راهی مکتب شد. او با شوق فراوان فراگیری را آغاز کرد. صرف ونحو عربی و علوم مختلف دینی را نزد پدر بزرگ و مرحوم سید مهدی رشت آبادی فرا گرفت. در آن هنگام مکتب خانه های قدیمی ، آرام آرام تبدیل به مدارس امروزی می شد. محمد در کلاس سوم ابتدایی نشست و 3 سال بعد، موفق شد تصدیق نامه نهایی دوره ابتدایی را بگیرد.

او سپس توانست کلاس چهارم متوسطه را نیز با موفقیت به اتمام برساند، اما در رشت، کلاس پنجم متوسطه وجود نداشت. در این میان اداره معارف گیلان هر سال، چند نفر از شاگردان ممتاز را انتخاب می کرد و آنها را راهی تهران می ساخت تا در آنجا پنجم متوسطه را نیز به اتمام برساند. هزینه ماهانه این انتخاب هر ماه 10 تومان بود و محمد جزء این افراد انتخاب شد.
محمد، ابتدای ورود به تهران در مدرسه دارالفنون ثبت نام کرد و وارد کلاس پنجم متوسطه شد. یک سال تمام در غربت و تنهایی درس خواند. در این مدت، گاه و بیگاه خبرهایی از خانواده اش به او می رسید. درپایان سال تحصیلی، پدر بزرگ به دیدنش آمد ؛ مدتی در تهران ماند و بعد از پایان امتحانات، با هم به رشت برگشتند ؛ او به وضوح می دید پدر بزرگ، دیگر شور و حال سابق را ندارد. او ضعیف و مریض شده بود. بین راه چندین مرتبه حال پدر بزرگ بد شد. در رشت، تصمیم گرفتند برای بهبودی حال معین العلما مدتی او را به آستان اشرفیه بفرستند تا شاید با تغییر آب و هوا، وضعیت او مساعد تر گردد.

سال تحصیلی شروع می شد و محمد، مجبور بود دوباره به تهران بازگردد. پدر بزرگ با همه ضعفی که داشت با زحمت خودش را برای بدرقه محمد رساند. دوری از پدر بزرگ در این حال و روز برای محمد بسیار تلخ بود. 6 ماه از سال تحصیلی نگذشته بود که نامه ای از عمویش رسید که خبری تلخ و ناگوار را برای محمد به همراه داشت ، پدر بزرگ فوت کرده بود و این برای محمد دردی جانکاه بود.

«ای یگانه مقصود من در زندگانی ، ای کعبه آمالم، ای مهمترین واسطه از وسایط حیاتم، ای کسی که آنقدر برگردن من منت نهاده ای و ای کسی که اکنون خوش در زیر خاک آرمیده ای، از این هجران ابدی و فراق دائمی پیوسته در سوز و گدازم و از این جدایی می سوزم و می سازم و با روان پاکت در راز و نیازم...»

از یادداشتهای معین در شب 13 فروردین 1310

محمد معین، سال 1310 دوره متوسطه را هم به اتمام رساند وسپس در رشته فلسفه و ادبیات مدرسه عالی دارالمعلمین تهران ثبت نام کرد. در این دوره باید 3 سال درس می خواند. او دانشجویی بسیار صبور، با حوصله و جدی بود. سال سوم آنقدر به زبان فرانسوی تسلط پیدا کرد که یک بار در حضور لرد بایرونشاعر معروف فرانسوی سخنرانی کرد. این کار او باعث تعجب و تشویق فراوان همه استادان و دانشجویان شد. در سال 1313 رساله ای به زبان فرانسه ارائه داد و موفق به گرفتن لیسانس ادبیات و فلسفه با نمره ممتاز شد. در سال 1314 به خدمت سربازی فراخوانده شد و بعد از اتمام این دوره ، به عنوان دبیر یکی از دبیرستان های اهواز، به خوزستان رفت. محیط آرام اهواز باعث شد او با پشتکاری بی نظیر به تحقیق و تالیف بپردازد. رساله ای تحقیقی با عنوان "حافظ شیرین سخن" نوشت و "روان شناسی تربیتی" نوشته " علی الجارح " و " مصطفی امین" را از عربی به فارسی و «ایران از آغاز تا اسلام» نوشته پروفسور گریشمن را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد.

در این ایام، عده ای از باستان شناسان فرانسوی برای حفاری به شوش آمده بودند. محمد معین به دیدار آنها شتافت. برایش جالب بود که از نزدیک با کار آنها آشنا شود. سرپرست هیات فرانسوی به محمد معین گفت : « لهجه های محلی ایران کم کم دارند، مغلوب لهجه مرکزی می شوند. ممکن است مدتی طول نکشد که اثری از این لهجه ها باقی نماند...»

این حرف تاثیر عمیقی بر معین گذاشت و با خودش فکر کرد: « وظیفه ماست که یادگاری لهجه های محلی را حفظ کنیم... باید همه اصطلاحات ، لغات ، امثال و حکم فارسی را از همه جای ایران جمع آوری و تدوین کنیم ... »

محمد معین چند رساله دیگر مانند " گنجینه شوش" و " داستان هاروت و ماروت " را تالیف کرد. وزیر فرهنگ وقت، با مشاهده علایق فراوان معین، مقدمات انتقال او را به تهران فراهم کرد و در سال 1318 در سمت معاونت اداری دانشسرای مقدماتی و دبیری دانشسرای عالی به تهران منتقل شد.

محمد معین پس از ورود به تهران در دوره دکترای زبان و ادبیات فارسی ثبت نام کرد. شهریور ماه 1321 در میان خیل عظیم استادان و دانشجویان ، مراسم دفاع از رساله دکترای زبان و ادبیات فارسی از سوی محمد معین انجام شد. استاد راهنمای او ملک الشعرای بهار بود . نتیجه جلسه این بود:

رساله آقای محمد معین از هر حیث قابل تمجید و تحسین است و با قید "بسیار خوب" تصویب می شود و آقای محمد معین در زبان و ادبیات فارسی ، دکتر شناخته شد. به ایشان تبریک می گوییم...

دکتر معین در همین سال (1321) با دختر امیر جاهد، مدیر سالنامه پارس ازدواج کرد که ثمره ازدواج آنها 4 فرزند بود. ... آشنایی دکتر محمد معین با استاد علی اکبر دهخدا ، سرآغازی برای یک کار عظیم ادبی دیگر بود ، یعنی تدوین لغت نامه دهخدا. دکتر معین جایگاه ویژه ای نزد استاد دهخدا داشت به گونه ای که علامه دهخدا، در وصیتنامه اش نوشت : « به ورثه خود وصیت می کنم که تمام فیشهای چاپ نشده لغت نامه را که ظاهراً بیش از یک میلیون است و از الف تا یاء نوشته شده... به عزیزترین دوست من، آقای دکتر معین بدهند که مثل سابق به چاپ برسد و این زحمتی جانکاه ، حداقل معادل نصف تالیف است...»

همکاری با علامه دهخدا ، علاقه شدیدی در دکتر معین ایجاد کرده بود که دست به تالیف فرهنگی جامع بزند که مانند دایره المعارفی بزرگ، نیاز افراد مختلف را بر طرف سازد. او شروع به فیش برداری کرد. از پیش هم حدود 300 هزار فیش تهیه کرده بود. دکتر معین برای تدوین فرهنگ فارسی نزدیک به 400 نفر از دانشجویانش را به کار دعوت کرد. سپس به جستجو در شیوه های مختلفی که در دنیا رواج داشت، پرداخت سرانجام با تلاش فراوان ، چاپ فرهنگ فارسی در سال 1342 شروع شد...

چند سال بعد دکتر معین، پس از سالها تلاش و کوشش و تحقیق، یک روز صبح در جلسه مدافعه یکی از دانشجویان دانشگاه تهران، ناگهان به کف اتاق افتاد و بیهوش شد. پزشکان پس از معاینه های فراوان متوجه ضایعه ای شدند که در مغز دکتر به وجود آمده بود. با وجود سعی و تلاش فراوان، هیچ بهبودی در حال او حاصل نشد. ماهها در بیمارستان بستری شد، اما هیچ گونه واکنشی ناشی از بازگشت فعالیت ادراک، در او مشاهده نشد.

سالها گذشت، بی آن که دکتر معین بتواند هوشیاری اش را به دست بیاورد. آخرین گزارش از آخرین روزهای حیات استاد - «... در اتاق 314 بیمارستان فیروزگر، مردی خفته که 4 سال و پنج ماه است خاموشی گزیده و تنهایی اختیار کرده است... او دکتر معین، استاد دانشگاه تهران ، رئیس سازمان لغت نامه دهخدا و مولف کتب فراوان تحقیقی است... همیشه خاموش است و با چشمان درشتش نگاه می کند به همه کس، ولی نمی شناسد. چشمهایی که روزی خطوط مبهم کتابها را می جست، فقط نگاه است. نگاه سرد و بی روح، هیچ کس را نمی شناسد، نه همسر و نه فرزندانش را.به گفته ی همسرش : محمد فقط پسر بزرگمان را می شناخت وقتی او را می دید، اشک از چشمانش سرازیر می شد، حرف نمی زد چون قادر به حرف زدن نبود...
همسر مهربانش روزی چند بار به بیمارستان سرکشی می کرد و غذا ها و لوازم مورد احتیاج را به او می رساند. او همیشه به بهبودی معین امیدوار بود. ساعتها کنار شوهرش می نشست و به او می نگریست ، به جسمی سرد و بی روح که زنش را نمی شناخت و فقط او را نگاه می کرد. ولی همسرش امیدوار، که معجزه ای رخ دهد: « من ایمان دارم... من شبهای درازی را برای او دعا کرده ام. خداوند به من رحم خواهد کرد. من ایمان دارم که او خوب خواهد شد و به خانه اش باز خواهد گشت. اتاق کارش، یادداشت هایش، آنها همه فیشها و کتابها منتظر او هستند. او خوب خواهد شد و به همین اتاق باز خواهد گشت و پشت میز کارش خواهد نشست. او هنوز کارهای زیادی در پیش دارد که ناتمام مانده است.او کار دارد. خداوند او را شفا خواهد داد من ایمان دارم...»
و حالا، این ایمان اوست که هر روز چند بار او را به بیمارستان می کشاند. راستی، زنی مثل او باید خیلی قدرت و ایمان داشته باشد...

اما... سرانجام در حالی که استاد از شدت بیماری وزنش به 17 کیلو رسیده بود، در نیمروز گرم سیزدهم تیر ماه 1350 دفتر حیاتش بسته شد.

از مرحوم دکتر معین مقالات و کتابهای فراوانی، همراه با تصحیح متون ادبی با حاشیه نوسی و اضافات ، ترجمه کتاب از زبانهای عربی و انگلیسی و زبانهای باستانی به جای مانده است. موضوع اغلب مقاله های دکتر معین، لغت و دستور زبان فارسی ، مباحث و مسائل ادبی ، تاریخ ادبیات و زبان ، تاریخ و فرهنگ ، کتاب شناسی ، فلسفه و ... است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 8:27  توسط دانشجویان کتابداری  | 

سالروز شهادت مولی الموحدین حضرت علی (ع)رابه تمام شیعیان وارادتمندان آن حضرت تسلیت عرض می نماییم

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 23:15  توسط دانشجویان کتابداری  | 

 

نكاتي چند درمورد روشهاي صحيح مطالعه

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :

(( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ))يا ((آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم))ويا ((ده بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم))به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال وپويانوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن ،خط كشيدن زيرنكات مهم، حاشيه نويسي  وخلاصه نويسي، كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

3- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

شرايط مطالعه

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .

9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11 –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم ازآن مطلع باشند.

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداري ننمائيد .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:50  توسط دانشجویان کتابداری  | 

سیرتکاملی خط وکتاب

بشردرسيرتکامل فرهنگ خويش  نخست کلام را آموخت وآن گاه به نوشتن پرداخت. فاصله ي زماني اين دوازفراگيري زبان تا آموختن خط هزاران سال به درازا کشيد.دراين زمان دراز بشربرتري عمده اي بر جانوران ديگرنداشت وفاصله ي ميان انسان وساير موجودات هنگامي عمق يافت که انسان توانست به ياري خط تجربه ها وآموخته هاي خود را براي نسل هاي آينده به جاي گذارد.درتاريخ فرهنک انساني تبادل افکاروعقاِِيد ممتازترين مقام را داشت.زماني بودکه انسان قادربه خواندن ونوشتن نبودونيززباني که واژه هاي متعددرادربرگيردنداشت.درچنين زماني انسان براي اينکه فکرخويش رابه همنوعانش بيان کندمانند ديگرجانوران ازاصول وعلايم واشاراتي خاص استفاده مي  کردکه ازجمله آن می توان به موارد زیراشاره کرد

تصویرنگاری:برای این کارفکرواندیشه ومنظورخودرابهوسیله تصویربه نمایش می گذاشتن

اندیشه نگاری:دراندیشه نکاری نیزافکارآدمی به کمک تصویر بیان می گردید.اماالزاماهرتصویرصرفابیان کننده مفهوم مربوط بدان تصویرنبودمثلاتصویرپرنده تنهامعنی پرنده نداشت  بلکه مفهوم پرواز راهم میرساند

واژه نگاری:دراین مرحلههرواژه بانشانه ای معین نوشته می شودواین نشانه ممکن بودتصویریک شیی یاعلامتی قراردادی باشد.

آوانگاری:دراین مرحله نمادتصویرآوایی خاصبه خود گرفت ومشاهده آن نمودار صدایی معین گردید

اختراع خط:تازمانی که خط وجود نداشت تاریخ هم نبود.باپیدایش خط دانش مدون پدید آمدوهرنسلی که آمدورفت برانبوه این دانش افزودباپیدایش خط وگسترش آن آدمی به فکرافتادتاآن رابه صورت مظبوط نگه داری کند.ابتداکارخودراباهجانویسی شروع کردکه نخستین شیوه ی هجانویسی رامی توان درخطوط میخی وسامی ویونانی وژاپنی پیداکردودرپی پیشرفتهجاافزایش یافت به طوری که درقرن پنجم مردمژاپن استفاده ازخط های هجایی رااغازکردند.

موادنوشتاری:احتمالا نخستین مواد نوشتن سطح استخوان وچوب بود که باسنگ نوک تیز برآن هاعلامتگذاری می شد.امااین موادپایدارنبودند ونمونه ی چندانی ازآن برجای نمانده است

سنگ نوشته:تنهاهنگامی که انسان حکاکی برسنگ راآموخت توانست نوشته های جاودان ازخودبرجای گذارد.چنین کاریآسان نبود وتنهانوشته های مهم برسنگ حک می شد.حسن بزرگ سنگ نوشته هامقاومت آن دربرابرحوادث روزگاربودوازاین روگرچه چاه ازنظرمکان انتقال آن امکان پذیر نبود.امامتن آن زمانی درازپایدارمی ماندوازنسلی به نسل دیگرمی رسید.

لوح فلزی:سنگ نوشته گرچه مقاوم وپایداربودامادشواری وگاه امکانانتقال ناپذیری آن ازنقطه ای به نقطه ی دیگرازاعتبارش به عنوان یک وسیله عملی ارتباطی فکری می کاست برای رفع این مشکل انسان فلزرابه کارگرفت.مس ومفرغ ونقره وطلاازجمله فلزاتی بودندکه برای این منظوربه کارمی رفتند

لوح گلین:قالب هایی ازگل می ساختندوهنگامی که لوحه هنوزنرم ونمناک بودکاتب باقلم نوک تیزی که شکل میخ داشت وازفلز عاج فیل یاچوب درست می شدبرآن می نوشت آن گاه لوح رادربرابر نورآفتاب یادرکوره می پختند.لوحه ها یاخشت هادرابعادیکسان نبودنداماطول معمولی آنهادرحدودپانزده سانتی متربود

لازم به ذکراست کتاب مردم بین النهرین درسه هزارسال قبل ازمیلاد واقوام سومریان وبابلیان وآشوریان الواح

گلین بود

لوح چوبین:لوح چوبین راازموم می پوشاندندباقلمی ازچوب یاعاج نوشته رابر

ان حک می کردندوبرای استفاده پوشش مومین راباردیگرصاف می کردندازاین وسیله درمدرسه ومکتب ودکان وکارگاه بهره می گرفتند.

تومارپاپیروس:پاپیروس رشدیافته رامی بریدند ساقه اش رامی شکاندندوباریکه های مغزنی آن راخشک می کردندباریکه هارابه طورعمودی زیرفشاربه صورت ورقه ای صاف در می آوردندوبرآن چسب رقیقی می زدندوورقه ای ازباریکه های دیگررادرجهت افقی به آن می چسباندند.سطح پاپیروس راباپاره ای ازعاج استخوان یاصدف صاف می کردندوبرگی نازک وکرم رنگ بدست می آوردندکه بی شباهت به کاغذ امروزی نبود آن گاه برگ های پاپیروس رادرکنارهم به یکدیگر می چسباندندوتوماربدست آمدرابه دو استوانه ازچوب یافلزمی پیچیدند

تومارچرمین:پوست حیواناتی چون گوسفند گوساله بز یاآهورامی شستندوتمیزمی کردن وبعدآن رابرچارچوبی می بستن تاکشیده وخشک شود.آن گاه پوست راباپودری مانندگچ سفیدمی کردن وباسنگ سطح آنراصاف می کردن که آنراولوم یاپارشمن می نامیدند که کاتبان باقلم ریزبرروی آن به نوشتن می پرداختن .

کشف بزرگ تومارهای بحرالمیت درسال های بین  1940-1950  نشان دادکه قوم یهود(عبریان)تومارهای چرمین راکه حاوی نوشته های مذهبی بوددرتنگ های گلین جای میدادند وبرای حفظ آن ازدشمنان تنگ هارا درون قارنزدیک بحرالمیت نگه می داشتند.

کدکس یاکتاب پوستی :باپیدایش پارشمن یاولوم شکل کتاب دگرگونی فاحشی یافت.کتاب پوستی یا کدکس شکل نخستین کتاب امروزی بودوفقط به جای کاغذازپوست حیوانات استفاده می شد.بدین صورت کهورق های دراز چرمین را به صورت قطعه های یکنواخت می بریدندوهمه ی برگ هارا ازیک حاشیه به هم می دوختندوآن هاراعمدتآازچوب مجلد می کردند.

مزیت های کدکس یاکتاب پوستی برتومار:

1- نخست آن که برهردوسوی برگ می نوشتندواین درتومارپاپیروس وچرمین کاری ناشدنی بود

2- هرقسمت ازمتن به آسانی درکدکس یافت می شدوحال آنکه برای یافتن قسمتی ازتوماربلند گاه ناگزیربه گشودن تمامی آن می شدند

کتاب کاغذی:بااختراع صنعت چاپ درقرن 15 ورواج کاغذوکاغذسازی توسط چینی هادرقرن 2 (به شکل امروزی)کتاب کاغذی پدید آمد.ماده اولیه کاغذ بدست آمده درختان وپارچه وکهنه وتورهای ماهیگیری بود

طی آخرین ربع قرن 15 چاپ درتمام شهرهای بزرگ جهان رواج یافت اختراع چاپ درنوزایی اروپااثربخش بود.دیگرکتاب هابادست وبه کندی وسختی نسخه بردای نمی شد.بلکه درمدتی کوتاه کتابی دردهها وصدهانسخه به چاپ می رسیدودانش انسان به آسانی  گسترده می شدوراه رابرای پیروزی تحولات فکری هموارمی کرد.

این روند سبب شدکه تعدادنسخ درموضوعات مختلف روزبه روز افزوده شود .  اماهزینه خرید کتاب ها ازیک سو نیازمراجعه کننده به چندین منبع درموضوعات مختلف ازسوی دیگرسبب شد تامراجعه کننده درتهیه همه منابع مورد نظرراضی وخرسند نباشد.به این منظورکتابخانه هابامجموعه ای منظم تشکیل شدندودران منابع مختلف دررده های سنی مختلف ودرموضوعات گوناگون باالویت های زبانی تشکیل وبا ایجاد قوانین ومقرراتی متعهد به ارائه خدمات به مراجعه کنندگان وحفظ ونگهداری منابع درکتابخانه شدند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 22:39  توسط دانشجویان کتابداری  | 

طبق یک آماررسمی که درسطح ملی بررسی شده درموردمیزان مطالعه درایران بیان گرآن بودکه ۱۳.۸دقیقه مطالعه درروزبرای زنان و ۱۳ دقیقه مطالعه درروزبرای مردان بوده است
+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 11:2  توسط دانشجویان کتابداری  |